کودکی به مامانش گفت: من واسه تولدم دوچرخه میخوام...بابی پسر خیلی شری بود و همیشه اذیت می کرد...مامانش بهش گفت: آیا حقته که این دوچرخه رو واسه تولدت بگیریم؟بابی گفت: آره.مامانش بهش گفت: برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده.نامه... تاریخ درج: ۹۳/۰۲/۲۶ - ۱۷:۳۹( 1 نظر , 202
بازدید )
سخت است غرق شدن در روزهای پر از تکرار و تفکراتی که جز خستگی چیزی برایت ندارد...آنقدر خسته، که فقط می توانی بنگری به دردهایی که نمک به زخم لحظه های تنهاییت می زنند...!و گاهی در حسرت لحظه ها، آنقدر آه می کشی و بغض می کنی تا آشکار نگردد عمق دردهایی که در دلت پنهان مانده...خسته از عبور ثانیه ها که به دل... تاریخ درج: ۹۳/۰۲/۲۳ - ۱۷:۴۴( 0 نظر , 179
بازدید )
آرامش یعنی، ایستادن در جاده ی منتهی به دشت های سر سبز بهاری و نگریستن به غروب دل انگیز خورشیدبه ضمیمه یک فنجان چای و یک موسیقی دلنشین و نوازش دلبرانه نسیم که آرام بر گونه هایت بوسه می زند.... تاریخ درج: ۹۳/۰۲/۲۳ - ۱۷:۴۰( 2 نظر , 169
بازدید )